زمانی این‌جا بلاگ شخصی من بود؛ اما الآن همه‌چیز منتقل شده‌است به این آدرس: http://www.ahighway.net

به دلیل تغییر آدرس خوراک (feed) بلاگ، بسیاری از مخاطبانم را از دست داده‌ام. اگر هنوز مایل به پی‌گیری نوشته‌های من هستید، فید جدید را مشترک شوید.

اگر می‌خواهید با من در تماس باشید، ایمیل راه مناسبی است.

توضیحی که می‌خوانید، تعریف شاخص «توسعه‌دهنده وب» از نظرگاه فنی است:

«توسعه‌دهنده‌ی وب، یک متخصص نرم‌افزارهای تحت وب یا به بیانی دیگر، یک برنامه‌نویس زبان‌های کدنویسی وب است که بیشتر فعالیت او در زمینه‌‌ی توسعه‌ی نرم‌افزارهای تحت وب (web applications)،  به منظور گسترش وب جهان‌گستر است؛ در واقع هر برنامه‌نویسی که جهت ایجاد، گسترش و برطرف‌کردن نقص‌های برنامه‌های کاربردی در قالب پروتکل‌های HTTP -و متعلقات آن پروتکل- به فعالیت می‌پردازد، توسعه‌دهنده وب لقب می‌گیرد».

در عرصه‌ی وب، به طور کلی دو دسته توسعه‌دهنده وجود دارد: توسعه‌دهنده فنی و توسعه‌دهنده معناگرا. توسعه‌دهنده فنی بایستی به دو شیوه‌ی کدنویسی وب مسلط باشد: نخست- کدنویسی بر پایه‌ی مرورگر و سیستم کاربر (client)، و دوم- کدنویسی تحت کارگزار (server). کدنویسی بر پایه‌ی مرورگر شامل الگوهای آبشاری (CSS)، زبان نشانه‌گذاری استاندارد وب (HTTML) و وابسته‌های دیگر آن چون XHTML و هم‌چنین زبان اسکریپت‌نویسی جاوااسکریپت است که توسعه‌دهنده فنی باید به دست‌کم دو مورد از زبان‌های اشاره شده تسلط کافی داشته‌باشد. شیوه‌ی دوم، برنامه‌نویسی بر مبنای سیستم کارگزار یا همان server است که این شیوه از گستردگی زیادی برخوردار است. زبان‌های قابل استفاده در این شیوه، بسیار گوناگون و پلتفرم‌های آن، کاربردی‌تر هستند. از زبان‌های برپایه‌ی کارگزار می‌توان به پایتون، روبی، php، جاوا و زبان‌های دات‌نت‌ی چون asp.net اشاره‌کرد.

با مطرح شدن بحث «وب معناگرا» (Semantic Web) شاخه‌ی جدیدی از توسعه‌ی وب ایجاد می‌شود که به آن «توسعه‌ی محتوایی» یا «معناگرایی»  گفته می‌شود. برای درک بهتر مطلب، نخست باید با وب معناگرا آشنا شوید. این وب به این دلیل معناگرا نام گرفته‌است که باطن آن این گونه‌است. همان‌طور که در وب ۲، اسناد میان ما تبادل می‌شد، در نسل آینده‌ی وب، معناها تبادل خواهند شد. این همان چیزی‌است که بعضی از متخصصان با عنوان نسل سوم وب از آن یاد می‌کنند. منظور از معناها، اطلاعات است. اطلاعاتی که زندگی ما با آن‌ها جریان دارد. در نسل‌دوم وب، ما همه‌ی تلاش‌مان بر تقسیم اسناد بین کاربران شبکه‌های اجتماعی بوده‌است؛ این اسناد چیزی نیستند جز همین متن‌هایی که در وب می‌خوانیم و عکس‌هایی که در سرویس‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم و قطعه‌های موسیقی که آنلاین می‌شنویم. منظور از تبادل اسناد در این بحث، معرفی لینک‌ها به دیگران، و تقسیم خوراک‌ها (feeds) است. با اطمینان می‌توان گفت که این تبادل با ورود به نسل سوم نیز پا برجا خواهد ماند اما روش ارتباطی ما دگرگون خواهد شد. با آشکار شدن وب معناگرا، با روش‌های جدیدی آشنا می‌شویم که نیاز ما را به کامپیوترهای شخصی‌مان کاهش می‌دهد. برای مثال، یک دستگاه پخش‌کننده‌ی موسیقی را فرض کنید (برای مثال iPod)؛ این دستگاه به صورت آنلاین به شناسه‌ی شما در یک سرویس اجتماعی تحت وب متصل است و هر زمان که ترانه‌ای می‌شنوید، نام ترانه و اطلاعاتی را درباره‌ی سازنده‌ی آن و توضیحاتی از قبیل این‌که شما چه‌مدت این ترانه را شنیده‌اید و چه تعداد دفعاتی آن‌را بازپخش کرده‌اید، به آن سرویس مخابره می‌کند. با این‌کار مخاطبان/دنبال‌کنندگان شما بدون این‌که خودتان چیزی بنویسید، از موسیقی دل‌خواه‌تان با خبر خواهند شد. این یک مثال ساده‌ی وب معناگراست؛ در واقع شیوه‌ی مخابره‌ی پیام‌ها و محتواها دگرگون خواهد شد. ارتباط با اینترنت از راه تلفن‌های همراه، دستگاه‌های پخش موسیقی و Tablet ها، جایگزین ارتباط سنتی کاربران از طریق کامپیوترهای شخصی به اینترنت خواهد شد. در وب معناگرا، جستجوگرهای وب قادر به کاوش میان ملودی‌های موسیقی، سکانس‌های فیلم‌های سینمایی با فرمت مشخص، تشخیص چهره‌ها از روی تصویر پروفایل شخصی و تمایز میان مفاهیمی چون پرسش‌های مطرح شده توسط جستجوکننده از سایر اطلاعات، خواهند بود. در واقع، وب معناگرا کتاب‌خانه‌ی عظیمی از اطلاعات نگارشی، صوتی، تصویری و محاسباتی است که با استفاده از محاسبات هوشمند ماشینی به یکدیگر مرتبط شده‌اند.

با اطمینان وب معناگرا، نیاز به توسعه‌دهنده‌هایی فراتر از توسعه‌دهنده‌های فنی دارد. آدم‌هایی با خصوصیات و مشخصات جدید که با دسته‌ی اول توسعه‌دهنده‌ها متفاوت‌اند. این گروه جدید علاوه بر توانایی کافی در زمینه‌ی کدنویسی و مهارت‌های برنامه‌نویسی برپایه‌ی وب، بایستی محاسبات برپایه‌ی الگوریتم، فلسفه‌ی اعداد، هستی‌شناسی انسان به منظور درک نیازهای کاربران هنگام جستجو در شرایط مختلف زمانی و مسائلی این چنین را به دانسته‌های خود بیافزایند. به چنین آدم‌هایی، توسعه‌دهنده‌های وب معناگرا (Semantic Web Developers) گفته می‌شود. اگر شما توسعه‌دهنده هستید و قصد دارید خود را برای وب معناگرا که نسل آینده‌ی وب خواهد بود آماده کنید، به چیزی فراتر از برنامه‌نویسی نیاز دارید. شما از این پس باید به دنبال مفاهیمی فراتر از برنامه‌نویسی‌های منطقی سنتی باشید؛ با نگاهی به موتور دانستنی‌های محاسباتی Wolfram Alpha که از نشانه‌های ظهور وب سمانتیک است، درخواهید یافت که تنها آموختن زبان‌های برنامه‌نویسی برای توسعه‌دهنده‌‌ی معناگرا شدن کافی نیست و شما باید اطلاعات بیشتری در زمینه‌های علمی مختلف از جمله منطق و علوم وابسته به آن کسب کنید. باید با محاسبات ریاضی بیشتری آشنا شوید و از طرفی با پرس‌و‌جو از کاربران، با نیازهای آن‌ها آشنا شوید. وب آینده، برای بر طرف‌کردن نیاز‌های مردم خواهد بود. برای شروع فرآیند توسعه‌دهنده‌ی معناگرا شدن، به مستنداتی نیاز است که با دانستن آن‌ها می‌توان زمینه‌ی وب سمانتیک را فراهم کرد. در ادامه چند مستند گردآوری شده‌است:

OWL Web Ontology Language

Semantic Web Activity Statement

Semantic Web Tools

What is RacerPro

Semantic Web Architecture

همیشه نگران وب فارسی بوده‌ام و هستم، این نگرانی را از نوشته‌های بلاگم می‌توان دریافت. زمانی نگران‌تر می‌شوم که شایعه‌ای با استدلال‌های به ظاهر درست و سفسطه‌بافی در وب فارسی پخش می‌شود. از همه بدتر این‌است که آن شایعه، توسط جمع کثیری از فعالان وب هم تایید شود و کسانی بدون آگاهی فنی، اقدام به قضاوت کنند؛ شایعه‌ای که می‌تواند از جنس «اتهام» باشد.

مدتی‌است خرچنگ‌زاده‌ای در وبلاگش، شروع به ایراد اتهامی بی‌اساس نسبت به آرش آبادپور (نویسنده بلاگ کمانگیر) کرده‌است. هاتف خالدی، نویسنده‌ی وبلاگ خرچنگ‌زاده، در ۱۲ آگوست، پست‌ی منتشرکرده‌است که در آن، آبادپور متهم به استفاده از واژه‌هایی چون: «و-یا-گ-ر-ا» و «زان-ا-ک-س» در عنوان بلاگش در رکوردهای جستجوگر گوگل -برای جذب بیشتر مخاطب- شده‌است. این درحالی‌است که آبادپور، پیش‌تر چنین روش‌هایی را برای جذب مخاطب ناپسند خوانده‌بود. نویسنده‌ی پست یادشده در وبلاگ خرچنگ‌زاده مدعی‌است که بلاگ کمانگیر از همان روشی که خود آن‌را مذموم می‌داند برای هدایت‌کردن جستجوگران داروهای جنسی و روان‌گردان به سوی خود، استفاده می‌کند.

متهم‌کننده مدعی‌است که آبادپور با استفاده از ابزار Google Webmaster عبارات داروهای جنسی و روان‌گردان را به رکوردهای سایت خود افزوده‌است. درست است که وبلاگ کمانگیر از متا تگ ابزار وب‌مستر گوگل استفاده می‌کند، اما چنین اتهامی در همان ابتدا قابل رد است؛ اگر این اتهام صحت داشت، می‌بایست نتیجه‌ی جستجو فقط در جستجوگر گوگل شامل عبارات داروهای جنسی و روان‌گردان می‌شد. اما با یک جستجوی ساده  در جستجوگرهای دیگری چون Yahoo و Bing به نتیجه‌ی مشابه دست‌یافتم: + و +. نتیجه: اگر آبادپور با استفاده از ابزار وب‌مستر گوگل، عبارات داروهای جنسی و روان‌گردان را به رکوردهای سایت خود اضافه کرده‌بود، نتیجه‌ی جستجو فقط در گوگل شامل آن عبارات می‌شد؛ اما نتیجه‌ی مشابهی در دو جستجوگر یاهو و بینگ به دست آمده‌است. این نتیجه سند محکمی برای رد اتهام از کمانگیر است. تشابه عبارات در گوگل، یاهو و بینگ ثابت می‌کند آبادپور از ابزار وب‌مستر گوگل برای درج آن عبارات استفاده نکرده‌است. چنین چیزی واقعا محال است که آبادپور در سرویس وب‌مستر گوگل آن عبارات را وارد کند و نتیجه در یاهو و بینگ نیز همان باشد.

کسی که پست اتهام علیه آبادپور را با عنوان «شارلاتانیسم سایبری و شاید هم کمی بدتر» نوشته‌است؛ احتمالا ناشی است و اطلاعات کمی درباره‌ی فناوری موتورهای جستجو دارد. با اطمینان پژوهش بیشتر و کمی اندیشیدن پیش از انتشار یک نوشته، می‌تواند از گسترش شایعاتی این‌چنین در وب فارسی جلوگیری‌کند. جالب این‌جاست که هاتف خالدی، اصل ادب را زیر پا گذاشته‌است و در وبلاگی دیگر با لحنی نه‌چندان مناسب، اتهام بی‌اساس علیه آبادپور را به استهزا، تکرار کرده‌است.

اما به‌راستی اصل ماجرا چیز دیگری بوده‌است. چند وقت پیش متوجه وجود عبارات یادشده در مقابل نتایج جستجوی «kamangir» شده‌بودم و متناسب با اطلاعاتی که درباره‌ی حمله‌های Pharma Hack داشتم، گمان کردم که کمانگیر نیز قربانی چنین حمله‌ای شده‌است. خود آبادپور در پست تازه‌ی خود -پس از ایراد اتهام- درباره‌ی این حمله به سایت‌ش، نوشته‌است و خبر از پاک‌سازی زیردامنه‌های وب‌سایت‌ش از آلودگی به فارما داده‌است. کاربران حرفه‌ای وردپرس به خوبی می‌دانند که حمله‌ی فارما به فایل‌های php نرم‌افزار وبلاگ، یکی از رایج‌ترین حملات به فایل‌های هسته‌ی وردپرس است. با کاوشی ساده در انجمن وردپرس می‌توانید از رواج این مسئله مطمئن شوید. Pharma یا نام درست‌تر آن: Cloaking Hack یک روش Malware برای تغییر دادن عباراتی‌است که در نتیجه‌ی جستجوی همه‌ی جستجوگرها نمایش داده می‌شوند و علاوه بر وردپرس، در بسیاری از سیستم‌های مدیریت محتوا نیز قابل ایجاد است. نام فارما (/داروسازی) به دلیل معرفی‌کردن داروهای جنسی و روان‌گردان، روی این حمله گذاشته شده‌است. روش این حمله به این صورت است که فارما کد دست‌رسی promotion را در هسته‌ی وردپرس وارد می‌کند و بعد به خودش اجازه‌ی ویرایش دل‌خواه و دست‌کاری در پایگاه داده و پلاگین‌هایی چون Akismet (که برای جلوگیری از spam ها نوشته‌شده‌است) می‌دهد. پاک‌سازی این حمله واقعا کار دشواری‌است، به خصوص برای وب‌سایت‌های با چند sub domain که همه‌ی آن‌ها شامل تعداد زیادی پلاگین نصب شده‌اند. به عنوان مثال فایل‌های زیر از پلاگین‌های Akismet، Pagenavi، Tweetme  را باید اصلاح‌کرد و ضمن پیدا کردن کد فارما، باید آن‌فایل‌ها را حذف و بازسازی کرد:

akismet/wp-akismet.php
wp-pagenavi/db-pagenavi.php
tweetmeme/.tweetmem.old.php

قربانی چنین حمله‌ای علاوه‌بر گرفتن نسخه پشتیبان و پاک‌سازی پایگاه داده‌ی وبلاگ خود، مجبور است پلاگین‌ها و زیردامنه‌های سایت خود را نیز زیر و رو کند تا بتواند به طور کلی پاک‌سازی نماید؛ به این ترتیب، قربانی مجبور است وقت زیادی (۲ تا ۴ ساعت، متناسب با شدت گستردگی فارما) برای پاک‌سازی وب‌سایت خود صرف‌کند. خوب‌است بدانید وب‌سایت‌های امنیتی معتبری چون Sucuri تا به حال در مورد این حمله نوشته‌اند و روش‌هایی را برای مقابله با آن بیان کرده‌اند. این‌را هم باید گفت که پس از پاک‌سازی، باید به خزنده‌ها یا crawler های جستجوگرها، فرصت داد تا داده‌های جدید را پالایش کنند.

با جستجویی در گوگل می‌توانید مشاهده کنید که این حمله در وب جهانی بسیار شایع است. متهم‌کردن وبلاگ‌نویس با سابقه‌ای چون آرش آبادپور به استفاده از روش نادرستی که خودش آن را ناپسند می‌داند، کاری غیرقابل قبول است و من این اشتباه را از طرف هاتف خالدی و بعضی دوستان در وب فارسی -که متاسفانه به شدیدتر شدن این اتهام دامن زدند- به حساب نداشتن اطلاعات کافی در زمینه‌ی سامانه جستجوگرها و نکات امنیتی وب‌سایت‌ها می‌گذارم و امیدوارم در آینده شاهد چنین اشتباه‌هایی نباشیم. در پایان، دوباره مانند پست پیشین بلاگم از وب‌نویسان می‌خواهم به نقدنویسی سازنده و مثبت بیاندیشند تا وبی سالم داشته باشیم.

پ.ن: دیدگاهی در بلاگ خرچنگ‌زاده نوشتم که هنوز تایید نشده‌است.

نقدنویسی در وب فارسی اصلا فراگیر نیست؛ تا به‌حال کم‌تر نوشته‌ای را خوانده‌ایم که در زمینه‌ی انتقاد از عملکرد یک وب‌سایت فارسی نوشته شده‌باشد. در این نوشته سعی‌دارم اطلاعات شخصی‌ام را در زمینه‌ی نقدنویسی برای وب فارسی بیان کنم. این نوشته در واقع پیشنهادی به وب‌نویسان است برای ایجاد شاخه‌ی جدیدی در وب فارسی تحت عنوان «انتقاد از وب‌سایت‌های ایرانی». نخستین پرسشی که می‌تواند ایجاد شود این‌است که به طور کلی چرا باید انتقاد کنیم؟ جواب این پرسش را می‌توان با وب‌گردی میان سایت‌های اینترنتی فارسی یافت؛ نقص‌های فراوان و مشکلات عمده و نوعی خودکامگی مدیریتی در این‌دسته از وب‌سایت‌ها، از کم‌بود نظرگاه‌های انتقادی نسبت به آن‌ها خبر می‌دهد. پرسش بالا را می‌توان این‌چنین پاسخ‌داد: تا زمانی که انتقاد از وب‌سایت‌های وطنی باب نشود، مشکلات این وب سایت‌ها نیز پا برجا خواهد ماند. جامعه‌ای از وب را در نظر بگیرید که در آن وب‌سایت‌های جدید، برای زمانی کوتاه (مثلا چند ماه) به صورت آزمایشی منتشر می‌شوند و در طول مدت آزمایشی بودن‌شان، بلاگرها و مقاله‌نویسان وب، به بیان انتقاد و پیشنهاد درمورد آن‌ها می‌پردازند. با اطمینان چنین جامعه‌ی مفروضی، آرمانی خواهد بود، زیرا که مشکلات احتمالی آن سایت‌ها از دید متخصصان فنی و محتوایی وب برطرف شده‌اند.

برای شروع نقد، به یک الگو یا خط فکری نیاز داریم تا نقد را از آن خط فکری شروع‌کنیم. در مقوله‌های مختلف، نقد را از چند بعد متفاوت بررسی می‌کنند. پیشنهاد من برای وب فارسی، نقد دو بعدی است؛ یعنی دسته‌بندی کلی نقد به دو بعد اصلی: نخست- بعد قالب، سپس- بعد محتوا. می‌توان این دو دسته را به دو گروه مختلف سپرد تا آن‌ها با توجه به تخصص‌شان، نقد بنویسند. اگر بخواهم این دو بعد اصلی را بیشتر بازکنم، باید با یک مثال شروع‌کنم. شما مقوله‌ی فیلم‌سازی را در نظر بگیرید؛ منتقدان «قالب»، در مورد نحوه‌ی تصویربرداری، صدابرداری، صحنه‌آرایی، نورپردازی، محیط فیلم، بازی‌گردانی و خیلی موارد دیگر از همین قبیل ابراز عقیده می‌کنند. برای مثال می‌گویند که بازی‌گردانی فیلم بسیار ضعیف بوده اما تصویربرداری آن، تحسین‌برانگیز است. چنین نقد کوتاهی را در بعد قالب جای می‌دهیم؛ یعنی نقدی که قالب را با معیارهای استاندارد می‌سنجد. در نقطه‌ی مقابل، محتوای فیلم، داستان فیلم، فیلم‌نامه، کارگردانی، موفقیت یا عدم موفقیت در برقراری ارتباط با مخاطب و خیلی چیزهای دیگر را در بعد «محتوا» قرار می‌دهیم.

نمونه‌ی بالا، مثال ساده‌ای از نقد دو بعدی بود. حال اگر بخواهیم چنین نقدی را برای وب فارسی تعمیم بدهیم، باید درمورد یک وب‌سایت فارسی، ظاهر وب‌سایت، زبان برنامه‌نویسی استفاده‌شده، فناوری‌های به کار رفته، قالب‌بندی، رنگ‌بندی متناسب با موضوع، رعایت استانداردهای W3 و همه‌ی مواردی را که می‌توان به عنوان پایه و قالب وب‌سایت مورد بررسی قرار داد، در بعد قالب بگذاریم و از کسانی که توسعه‌دهنده‌ی وب هستند و با اصول طراحی و به کارگیری فناوری‌های به روز وب آشنا هستند، بخواهیم به انتقاد از یک وب‌سایت بپردازند. باز هم در طرف مقابل بایستی، محتوای وب‌سایت، موضوع، دسته‌بندی، رعایت اصول ویرایشی در نوشتن، ساختار نوشته‌های نویسنده و خیلی موارد دیگر را تحت عنوان محتوا، مورد نقد قرار دهیم.

این دو بعد، هسته و ساختار نقد ما را تشکیل خواهند داد. در این‌میان، می‌توان به حاشیه‌های مفید اشاره‌کرد و به عنوان مثال از نکته‌های مثبت و منفی وب‌سایت مورد بررسی، یاد کرد و یا از تیم توسعه‌دهنده‌ی آن سایت، درخواست‌کرد که نقد را مورد بررسی قرار دهند و در سایت‌شان تجدید نظر کنند. در مقاله‌ی انتقادی می‌توان پرسش‌هایی را بدون پاسخ مطرح کرد که نوعی گوش‌زد به مدیر سایت مورد بررسی است؛ آن مدیر می‌تواند به پرسش‌ها پاسخ‌دهد و یا با آوردن دلایلی، خود را تبرعه کند.

رعایت احترام در تمام مراحل فرآیند انتقاد، سفارش می‌شود و همچنین بهتر است برای یکنواخت بودن نقد، هر کس متناسب با تخصص خود به نوشتن بپردازد؛ یعنی توسعه‌دهنده‌ی وب، نقدی در بعد قالب بنویسد و به عنوان مثال یک ویراستار، به نقد محتوایی بپردازد. ادبیات انتقادی می‌تواند محاوره هم باشد که این شیوه، از طنز هم می‌تواند بهره بگیرد. بررسی و انتقاد تنها برای وب‌سایت‌ها نیست؛ منتقدان می‌توانند بررسی وبلاگ‌ها و حتی مجله‌های اینترنتی را هم در برنامه‌ی خود قرار دهند.

در مجموع وبی که با نظارت همگانی جلو برود و در مدیریت، از دیدگاه کاربرانش هم بهره ببرد، بدون شک موفق خواهد شد و راه درستی را خواهد رفت. اگر نقدنویسی در وب فارسی باب شود، وبی سالم‌تر، پر محتواتر و کاربرپسندتری خواهیم داشت. در پایان از وب‌نویسان متخصص دعوت می‌کنم از این پس، به نقدنویسی توجه بیشتری کنند.

دو نمونه نقد از وب فارسی»

+ جشنواره وب ایران و سوالاتی در ذهن

+ نقدی بر سایت های خبری اصول گرا

PHP Development Tools Project نام کامل یک بسته‌ی نرم‌افزاری خوب و کامل است که به‌اختصار PDT Project نام‌گذاری شده‌است. این پروژه‌ی نرم‌افزاری، یک محیط توسعه مجتمع کامل برای توسعه‌دهندگان زبان PHP است که بیشتر/همه‌ی component های مورد نیاز یک توسعه‌دهنده PHP را فراهم می‌سازد. این محیط توسعه برای پلتفرم Eclipse ساخته شده‌است تا قدرت این پلتفرم را به نمایش بگذارد. در مورد Eclipse SDE باید بگویم که یک محیط توسعه نرم افزار چندزبانه است که به صورت نرم‌افزار آزاد و بازمتن منتشر می‌شود. PDT برای Eclipse ساخته شده‌است و کسی‌که بخواهد PHP را در لیست چند زبانه Eclipse داشته‌باشد، می‌تواند از آن استفاده‌کند. این پروژه کاملا cross-patform است و زنجیره‌ی ابزار آن برای توسعه PHP در سیستم‌عامل‌های مختلف قابل استفاده‌است. این نرم‌افزار تحت اجازه نامه عمومی Eclipse منتشر می‌گردد که توسط بنیاد Eclipse تنظیم شده‌است. این بنیاد یک کنسرسیوم متشکل از تعداد زیادی از شرکت‌های بزرگ جهانی است که از شرکت‌های پایه‌ی آن می‌توان به Oracle، Nokia و IBM اشاره‌کرد. بنیاد یادشده در سایت رسمی خود اعلام کرده‌است که تا این لحظه 170 شرکت کوچک و بزرگ به عضویت این نهاد در آمده‌اند*. به هر حال PDT یک جایگزین مناسب برای همه نرم‌افزارهای غیرآزادی است که در همین زمینه به فعالیت می‌پردازند. اگر یک محیط توسعه مجتمع کامل برای توسعه PHP در سیستم‌عامل مورد استفاده‌ی خود نیاز دارید و می‌خواهید باز متن و آزاد هم باشد، PDT Project را دریافت کنید.

بلاگیلو

بلاگیلو

این‌که یک نرم‌افزار آزاد باشد، بازمتن باشد، کاربردی هم باشد و مهم‌تر این که وطنی باشد، یعنی با یک نرم‌افزار کارآمد طرف هستیم! Blogilo (بخوانید: بلاگیلو) چنین نرم‌افزاری است؛ برنامه‌ای کاربردی که توسط مهرداد مومنی و گلناز نیلیه نوشته و ساخته‌شده‌است و برای مدیریت وبلاگ و ارسال نوشتار به وبلاگ به‌کار می‌رود. بلاگیلو برای محیط میزکار»کی‌دی‌ای» نوشته شده و تحت مجوز GPL منتشر می‌شود. این برنامه علاوه بر سیستم‌عامل لینوکس، روی ویندوز هم قابل استفاده‌است (می‌بایست برای ویندوز کامپایل شود) و cross-platform لقب می‌گیرد. این برنامه‌ی مفید از بسیاری از سیستم‌های مدیریت محتوا مانند وردپرس، مووبل تایپ، بلاگر و متاوبلاگ پشتیبانی می‌کند؛ علاوه بر این، از بلاگیلو می‌توانید به عنوان یک نرم‌افزار ویرایش‌گر متن و ویرایش‌گر زبان نشانه‌گذاری HTML استفاده کنید. در بلاگیلو، کاربر می‌تواند پست‌های وبلاگ خود را به‌روزرسانی، حذف یا ویرایش کند یا پستی را منتقل سازد. این برنامه محیط پیش‌نمایش یک پست را در وبلاگ شما شبیه‌سازی نیز می‌کند که شما را از دست‌رسی از طریق مرورگر به سیستم مدیریتی وبلاگ‌تان، بی‌نیاز می‌کند. به‌علاوه شما در بلاگیلو یک غلط گیر املایی را -که پیش‌فرض KDE است- در اختیار دارید که بیشتر زبان‌ها را پشتیبانی می‌کند. جالب‌است بدانید «بلاگیلو» یک واژه‌ی ساختگی با زبان فراساخته‌ی اسپرانتو است به معنای ابزار بلاگ.

این نرم‌افزار با استفاده از زبان برنامه‌نویسی سی‌++ نوشته شده که می‌توانید مراحل توسعه‌ی آن‌را از این‌جا دنبال کنید. توسعه‌دهندگان نرم‌افزارهای آزاد می‌توانند برای هم‌کاری در این پروژه، نسخه‌های مختلف آن‌را با کاربردهای مختلف (برای مثال کامپایل‌های سیستم‌عامل‌های غیر از لینوکس) آماده‌سازی کنند و از این‌صفحه، توسعه‌ی خود را به اطلاع توسعه‌دهندگان اصلی بلاگیلو برسانند. برای دریافت نرم‌افزار بلاگیلو متناسب با سیستم عامل مورد استفاده‌ی خود می‌توانید به صفحه‌ی دریافت برنامه، مراجعه کنید.

با خبر شدم نجف دریابندری، مترجم پیشکسوت کشورمان به دلیل سکته‌ی مغزی مدتی در بیمارستان به‌سر برده‌‌است و وقتی از خبر سلامتی و مرخصی ایشان از بیمارستان با خبر شدم واقعا خوشحال شدم. اما حرف من درباره‌ی این وقایع رخ‌داده نیست؛ قصد نوشتن این پست، سرزنش خودم و شاید خیلی‌های دیگر باشد که در حمایت زبانی از هنرمندان و کسانی که به آن‌ها علاقه‌داریم، داعیه‌دار هستیم اما هنگامی که باید پشتیبانی کنیم، دست‌مان به‌کار نمی‌رود. این‌که بیماری یک مترجم یا هرکس دیگری، بهانه‌ای برای نوشتن من و امثال من شود، واقعا تاسف برانگیز است. من و امثال من، از مدت‌ها پیش قصد نوشتن درباره‌ی هنرمندها و آدم‌های مورد علاقه‌ی‌مان را داریم اما تا زمانی که اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد، چیزی نمی‌نویسیم؛ یعنی باید برای آن فرد اتفاقی بیفتد تا به‌یاد او باشیم؟ حتما باید خبر بستری شدن‌ش را در بیمارستان بشنویم تا شروع به‌نوشتن کنیم؟

نمی‌دانم تشکر و قدردانی از طریق نوشتن در یک بلاگ شخصی تا چه حد می‌تواند موثر باشد؛ اما به هرحال من از همین پست از نجف دریابندری به‌خاطر همه‌ی کتاب‌هایی که برای فارسی‌زبان‌ها ترجمه‌کرد، به‌خاطر تک‌تک واژه‌های زیبایش، سپاس‌گزاری می‌کنم و امیدوارم باز هم شاهد فعالیت‌های ایشان باشم.

ترانه ای از Oasis به نام Waiting For The Rapture.

گوش کنید.

دوره‌ای را که مهاجرت وبلاگ‌نویسان از سرویس‌های وطنی به سرویس‌های جهانی افزایش شدیدی یافت، به یاد آورید؛ آن‌دوره همراه با افزایش نوشته‌های وبلاگی به فارسی در اینترنت شده‌بود. پس از آن، مدتی سرعت تولید محتوا به فارسی کاهش‌یافت و دوباره با مهاجرت بلاگرها به سایت‌های شخصی‌شان، سرعت تولید محتوا افزایش پیدا کرد. اما این‌روزها خبری از تحول در وب‌فارسی دیده نمی‌شود و طرف‌داران همیشگی وب‌فارسی، به روشنی متوجه کاهش شتاب وبلاگ‌نویسی به فارسی شده‌اند. اگر بحث را روی شاخه‌های مختلف متمرکز کنیم، کاملا متوجه این کاهش شتاب خواهیم‌شد. برای مثال شاخه‌ی فناوری اطلاعات را درنظر بگیرید؛ سال‌های گذشته وبلاگ‌نویسان بسیاری در این زمینه فعالیت مداوم داشتند و از شاخه‌های دیگر وبلاگ‌نویسان، با اختلاف قابل توجهی جلو افتاده‌بودند. اما این‌روزها شاهد افت شدید وبلاگ‌نویسی در زمینه‌های مختلف شده‌ایم: وبلاگ‌هایی که روزانه حذف می‌شوند، بلاگرهایی که این عرصه را ترک کرده‌اند و وبلاگ‌نویسانی که بدون انگیزه و هر از چندگاهی پستی منتشر می‌کنند. با توجه به آماری که نرم‌افزارهای اشتراک Feed منتشر می‌کنند، به روشنی، افت تولید محتوا به فارسی مشخص‌است. این پدیده که بی‌سابقه هم نبوده و این‌روزها به اوج خودش رسیده، دلایلی دارد که در ادامه به‌آن‌ها می‌پردازیم:

گسترش کوتاه‌نویسی (Minimal) که این‌روزها بسیار چشم‌گیر است * ، از دلایلی‌است که پدیده کاهش تولید محتوا را سبب شده‌است. افزایش مشغله‌های فکری و کم‌بود وقت کافی باعث شده بسیاری از وبلاگ‌نویسان به این شیوه‌ی تولید نوشته، روی بیاورند. مینی‌مال که انواع مختلفی دارد ممکن است یک جمله باشد یا در نهایت به یک پاراگراف ختم شود. پس به جز ایده‌ی نوشتن مینی‌مال (که واقعا یک هنر محسوب می‌شود)، تمامی مراحل تولید این نوع نوشته به سرعت صورت می‌گیرد: بلاگر ایده‌ای در ذهن دارد، آن‌را شکل می‌بخشد و در فرصت کوتاهی در وبلاگ‌ش منتشر می‌کند. آن پست در سرویس‌های اجتماعی اینترنت به اشتراک گذاشته می‌شود و خواندن آن هم برای مخاطبان بسیار آسان‌تر و سریع‌تر از خواندن یک پست طولانی در یک وبلاگ تخصصی‌است. پس کوتاه‌نویسی باعث شده وبلاگ‌ها از تخصصی بودن خارج شوند و به جملات کوتاه – و در عین حال زیبا – بسنده‌شود. این سبک از نوشته‌ها زمانی زیبا و خواندنی هستند که مخاطب وبلاگ‌های فارسی، پس از خواندن تعداد زیادی پست نسبتا حجیم، آن‌ها را بخواند و از تضادی که بین دو سبک نوشته‌ها وجود دارد لذت ببرد. اما این‌روزها تعادل میان کوتاه‌نویسی و بلندنویسی در وب فارسی بر هم خورده و این موضوع علاوه بر منفی کردن شتاب تولید محتوا، لذت خواندن نوشته‌های کوتاه را نیز کم‌تر کرده‌است.

سایت‌های اجتماعی، مسبب دیگر کاهش نوشته‌های جدید در وب‌فارسی است. استقبال از سایت‌های اجتماعی جذابی چون Google Reader  و Facebook، باعث شده تولید محتوا، از وبلاگ‌ها به آن‌سرویس‌ها منتقل شود. در واقع بسیاری از بلاگرها به‌جای انتشار محتوای خود در وبلاگ‌شان، آن نوشته را مستقیما از طریق سایت‌های اجتماعی منتشر می‌کنند و به‌اشتراک می‌گذارند. پس در این بحث به‌این نتیجه می‌رسیم که تولید نوشته وجود دارد، اما در سایت‌های اجتماعی محدود شده‌است. به بیان بهتر، پست‌های منتشر شده در اختیار مخاطبان کم‌تری نسبت به مخاطبان وبلاگ‌ها قرار می‌گیرد. هر یک از ما که در سایتی اجتماعی مانند Google Reader فعالیت داریم، در نهایت ممکن‌است مخاطبان‌مان به عدد خاصی محدود شوند؛ اما مخاطبان وبلاگ‌ها به هیچ عددی محدود نمی‌شوند.

نبود انگیزه برای تولید محتوا عامل دیگری‌است که وبلاگ‌نویسی به زبان فارسی را تحت تاثیر قرار داده‌است. بسیاری از بلاگرهای امروزی بر این باورند که نوشتن، هیچ فایده‌ای برای‌شان ندارد و به همین دلیل دست از نوشتن می‌کشند! در واقعیت، آن‌ها انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت‌شان ندارند پس ترجیح می‌دهند که یا ننویسند، یا کوتاه و بدون موضوع بنویسند. درحالی که این باور، اشتباه‌است. نوشتن -حتی اگر مخاطبی در کار نباشد- همیشه برای نویسنده مفید است، کسی که می‌نویسد، میل به پیشرفت دارد و هر بار سعی‌ش برآن‌است که بهتر بنویسد و در پایان از نظر موضوع نگارش، شیوه نگارش و خیلی چیزهای دیگر پیشرفت خواهد کرد.

پدیده کاهش شتاب وبلاگ‌نویسی در وب‌فارسی، به عقیده من زودگذر خواهد بود، اما برای این‌که هرچه زودتر آن‌را پشت سر بگذاریم، به چند پیشنهاد اشاره می‌کنم. ابتدا این‌که نویسندگان وبلاگ‌ها، خودشان را به کوتاه‌نویسی محدود نکنند. کوتاه‌نویسی زمانی زیباست که در تضاد با نوشته‌های حجیم باشد. دوم این‌که نوشته‌های‌تان را ابتدا در وبلاگ‌تان منتشر کنید و سپس آن‌را در سایت‌های اجتماعی به‌اشتراک بگذارید؛ به این ترتیب هم وبلاگ‌تان پرطرف‌دار می‌شود، هم در آن‌سایت اجتماعی طرف‌دار خواهید داشت و هم چرخ وبلاگ‌نویسی فارسی، باز خواهد چرخید! و در آخر از بلاگرها می‌خواهم با هدف به کارشان ادامه بدهند تا انگیزه‌ی وبلاگ‌نویسی از بین نرود و زبان فارسی هم‌چنان به عنوان یکی از زبان‌های پیشگام در وبلاگ‌نویسی به شمار بیاید.

*: به هیچ‌عنوان قصد زیر سوال بردن سبک زیبای کوتاه‌نویسی را ندارم.

پیش‌گفتار: نوشته‌ی زیر، بخشی از مقاله‌ی من در زمینه‌ی «نقش اینترنت در زندگی ما انسان‌های امروزی» است که برای یک نشریه منطقه‌ای آماده کرده‌ام. از آن‌جایی که هیچ‌جا وبلاگ خود آدم نمی‌شود(!)، هماهنگ شد تا بتوانم قسمتی از مقاله را در قالب پستی در این بلاگ منتشر کنم.

گسترش روز افزون اطلاعات و ارتباطات، پیشرفت سریع دانش و فناوری، افزایش شتاب در انجام امور روزمره و موارد بسیاری از این قبیل، همه و همه حاکی از وجود پدیده‌ای است که بسیاری از فعالیت‌های زندگی ما را دگرگون ساخته و تحت تاثیر خود قرار داده‌است.
این پدیده‌ی شگرف که انقلابی در زمینه‌ی توزیع اطلاعات در جهان به راه انداخته، همان اینترنت است که بسیاری از ما از آن استفاده می‌کنیم یا دست کم نام آن را از رسانه‌های مختلف شنیده‌ایم و یا مطالبی درباره‌ی آن در روزنامه‌ها، مجلات و کتاب‌های متعدد خوانده ایم.
اینترنت، عظیم‌ترین منبع اطلاعاتی جهان و گسترده‌ترین شبکه‌ی اجتماعی انسان‌ها، زندگی ما را به طور قابل ملاحظه‌ای تحت تاثیر خود قرار داده و همه‌ی ما درگیر آن شده ایم. حتی بسیاری از کسانی که از این سرویس استفاده نمی‌کنند یا شرایط استفاده از اینترنت برایشان فراهم نیست، خواسته یا ناخواسته وارد جریان تاثیرگذار اینترنت شده‌اند؛ البته به صورت غیرمستقیم.
امروزه جوانب مختلف زندگی بشر به اینترنت وابسته شده است. از اولین دوره‌ی تکامل انسان – که همان دوره‌ی یادگیری در مدارس است – تا باقی دوره‌ها، حضور شبکه‌ی اینترنت به خوبی احساس می‌شود. این روزها در سطح جهان، کمتر دانش آموز یا دانشجویی پیدا می‌شود که از فناوری‌های وابسته به اینترنت استفاده نکند و از اهمیت آن بر سیر تکامل آموزشی خود چشم بپوشد. در مدارس و دانشگاه‌ها، پژوهش‌ها و تحقیقات به طرز شگفت‌آوری به شبکه‌ی جهانی وب – که از فناوری‌های تحت پوشش اینترنت است – وابسته شده‌است و تقریبا بدون یاری گرفتن از وب سایت‌های اینترنتی، انجام پژوهش‌های بزرگ غیرممکن است.
آسان‌تر از این نمی‌شود! شما موضوعی در اختیار دارید که موظف به انجام پژوهشی پیرامون آن هستید. به اینترنت متصل می‌شوید، نرم افزار مرورگر اینترنتی دل‌خواه خود را اجرا می‌کنید، وارد موتور جستجوگر مورد نظر خود می‌شوید و موضوع مذکور را تایپ می‌کنید؛ تنها با یک کلیک ساده، به انبوهی از اطلاعات دست می‌یابید که هر کدام در وب سایتی متمایز، بایگانی شده است. صفحات متعدد با سلیقه‌های مختلف، فقط درباره‌ی یک موضوع، کاربر را وسوسه به انجام پژوهش‌ها و کاوش‌های بیشتری می‌کند. هربار، نتیجه‌ها بیشتر از قبل خواهند بود؛ صفحات گسترده تر می‌شوند؛ برای هر موضوع زیرمجموعه‌های فراوانی پیدا می‌شوند و انبوه اطلاعات، چنان کاربر را در خود غرق می‌کند که گذر زمان احساس نمی‌شود و کاربر پس از رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، متوجه می‌شود که علاوه بر رسیدن به مطلوب خود، حجم عظیمی از اطلاعات را به گنجایش مغز خود افزوده‌است و دانستنی‌های خود را چند برابر ساخته؛ آن‌هم در فرصتی اندک و در نهایت آرامش خاطر.
با اینترنت، کاربر برای رسیدن به خواسته‌ی خود، حق انتخاب دارد و دامنه‌ی این حق بسیار گسترده‌است. این دامنه‌ی وسیع، هنگامی دو چندان می‌شود که جستجوها به زبان بین‌المللی نیز انجام شود. هنگامی نتیجه‌ی کاوش‌های اینترنتی واقعا ایده‌آل خواهند بود که کاربر به زبان انگلیسی هم مسلط باشد و بتواند جستجوی خود را در سطح جهانی نیز تکرار کند. مقایسه‌ی نتیجه‌ها در دو زبان مختلف، با وجود فرهنگ‌ها و سلایق متعدد، واقعا دلچسب است و در کاربر حسی را به وجود می‌آورد که اصطلاحا به آن «اندیشه‌ی چند بعدی» گفته می‌شود. این که دریچه‌های ذهن ما باز شود و عقاید مختلف درباره‌ی موضوعی واحد را با هم داشته باشیم، به ما در از دست دادن تعصب‌های بی دلیل، کمک شایانی می‌کند.
پهنای تاثیرات اینترنت به همین‌جا محدود نمی‌شود؛ اثرات مستقیم این فناوری روی کار و فعالیت‌های شغلی ما تمرکز کرده و آن را مورد هدف قرار داده‌است. انجام پروژه‌های مختلف به صورت آنلاین، خرید و فروش‌های پر رونق اینترنتی، تجارت و مدیریت تحت وب و بسیاری دیگر، از وابستگی مشغله‌های زندگی ما به اینترنت و متعلقات آن خبر می‌دهد. شبکه‌های بین بانکی از جمله‌ی همین متعلقات است. با ظهور اینترنت، فعالیت‌های بانکی چنان تحولی پیدا کرد که کمتر کسی فکر آن را می‌کرد. حتی تصور این که روزی به عصر پیش از اینترنت باز گردیم و از بانکداری اینترنتی، سیستم‌های خودپرداز بانکی و این دسته از خدمات چشم‌پوشی کنیم، برای‌مان بسیار دشوار است.
به عنوان مثال، بسیاری از ما عادت کرده‌ایم برای پرداخت قبوض مختلف به جای اتلاف وقت در صف‌های طولانی بانک‌ها، از روش پرداخت اینترنتی استفاده کنیم و با گذشت زمان این عادت در ما قوی‌تر شده، به طوری که دیگر نظام بانکداری سنتی را منسوخ می‌دانیم.
هرچه بیشتر نکته‌بین باشیم، از تاثیر اینترنت در همه‌ی ابعاد زندگی بیشتر خبردار می شویم. همان‌گونه که می دانید، یکی دیگر از ابعاد مهم زندگی همه‌ی ما، زندگی اجتماعی درکنار آشنایان و دوستانمان است و تجربه ثابت کرده‌است که وابستگی بشر به زندگی اجتماعی‌اش غیرقابل انکار است. در ابتدای ظهور اینترنت، بسیاری فکر می‌کردند که این فناوری منجر به کاهش ارتباطات میان مردم می‌شود و ممکن‌است باعث انزوای انسان‌ها و کاهش اجتماعی بودن آن‌ها شود. اما این روزها شاهد آن هستیم که اینترنت نه تنها روابط ما را کاهش نداده، بلکه آن را بیشتر هم کرده و حتی این رابطه‌ها را به صورت جهانی ساخته‌است.
امروزه کم‌تر کاربری یافت می‌شود که از اینترنت استفاده کند اما عضویتی در یکی از شبکه‌های اجتماعی مجازی نداشته باشد. شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، موجب گسترده‌تر شدن دامنه‌ی ارتباطات ما هم شده‌است؛ ما می‌توانیم آشنایانی را که مدت بسیاری است از آن‌ها خبر نداریم یا از آن‌ها بسیار دور هستیم، در فضای مجازی پیدا کنیم و معاشرتمان را با آن‌ها از سر بگیریم. دوستانی را که زمان درازی‌است ندیده‌ایم، بار دیگر می‌بینیم و در مجموعه‌ای گسترده‌تر، به دوستی‌مان ادامه می‌دهیم. می‌توانیم از کتاب‌ها، فیلم‌ها، سلایق و عقاید یکدیگر استفاده کنیم و آن‌ها را با سایر دوستانمان به اشتراک بگذاریم؛ آن‌هم با چند کلیک. در حالی که این کارها، پیش‌تر بسیار وقت‌گیر بودند و نیاز به حوصله‌ی فراوانی داشتند و همه‌ی این‌ها در نهایت به رشد فکری و تکامل دسته‌جمعی کاربران کمک می‌کند.
*
صحبت از اثرات اینترنت بر زندگی ما چنان وسیع‌است که نیاز به تالیف متون متعدد احساس می‌شود و نمی‌توان تنها به یک مقاله بسنده کرد. هر قدر ابعاد زندگی ما وسیع‌تر شود، تاثیر مستقیم و غیر مستقیم اینترنت نیز بر زندگی ما گسترده‌تر می‌شود و این‌دو تا زمانی‌که کمالات و دانستنی‌های بشر نامحدود باشند، به یکدیگر وابسته خواهند بود و تا زمانی که تکنولوژی دیگری جایگزین اینترنت نشود، زندگی ما هم مستقل از این شبکه‌ی جهانی نخواهد شد.
این‌چنین است که جهان انسان‌ها به کامپیوترها وابسته شده‌است و جدا کردن انسان‌ها از کامپیوترهایشان امری غیرممکن تلقی می‌شود. به‌آسانی می‌توان دریافت که تلاش برای دورکردن بشر از اینترنت، امری کاملا بیهوده‌است و مطمئنا چنین تلاشی بی‌نتیجه خواهد ماند.

صفحات بلاگ

دسته ها

توییت های کیا طاهری

  • این‌که کسی با ساخت یه فیلمِ دست‌وپاشکسته، بتونه توده‌ای از مردم رو جهت‌دهی کنه، خیلی هیجان‌انگیزه، و برای اون دسته از مردم، خیلی تأسف‌بار. 7 months ago
  • @zahrahb توضیح می‌دید که «گفتمان‌اش رو ترویج کنن»، به چه معناست؟ 7 months ago
  • @urbanalien درست می‌گی. ستِ آخر بود؛ مهم و نفس‌گیر. شانس آوردیم که ذخیره داشتیم، اومد و خوب هم بازی کرد و بردیم. فقط درد پا برام باقی موند. 8 months ago
  • @urbanalien نه آرین؛ وسط والیبال بود که این اتفاق افتاد. بدون تمرین بودم، و دوسال بود که تمرین نداشتم. 8 months ago
  • مچِ پای راست‌ام دوبار پیچ خورده در هفته‌ی گذشته. درد و درد و درد. 8 months ago

آمار بازدیدها

  • 70,007 نفر
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.