اشعار اين مجموعه در سالهای مختلفی سرودهشده، اما در موضوعی واحد: اعدام مبارزان و انقلابيون اين وطن.
مناسبتهای برخی از اين اشعار در خاطرم نماندهاست؛ از آنجمله يکی از شبانههای سال 1350 که، اگر اشتباه نکنم، انگيزهی آن اعدام يکجای گروهی چندنفری بود. و نيز ممکناست مناسبتهای پارهای از اشعار جابهجا شدهباشد.
نوشتهای که خواندید، بخش ابتدایی از مقدمهی کتاب “کاشفان فروتن شوکران” است که احمد شاملو در سالهای حدود 1350 سرودهاست.
شاملو در این کتاب چیزی خلاف سایر کتابهایش نوشته که باعث شده افکار عدهی زیادی از اساتید ادبیاتی (در زمانهای مختلف) به سوی آن اشعار کشیده شود. چیزی که در این کتاب است، هیچگاه کهنه نمیشود، از چشم نمیافتد و حتی تازهتر هم میشود. اگر این کتاب را خواندهباشید، میدانید که اشعار این کتاب کاملا به زمانهی امروز کشور ما بر میگردد؛ به عصر عقبماندگی ایران.
شاملو در سالهای حدود 1358 مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود میخواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی “کاشفان فروتن شوکران” منتشر میکند. از جمله اشعار این مجموعه “مرگ وارطان” است که شاملو برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز کمونیست ایرانی، سرودهاست.
در اینجا من نوار صوتی “کاشفان فروتن شوکران” را به فرمت صوتی Mpeg 3 تبدیل کردهام و برای دریافت قرار دادهام. لازم به ذکر است که این نسخه از نوار صوتی “کاشفان فروتن شوکران” بدون سانسور و بدون دستکاری است و با کیفیت بالایی برای دانلود قراردادهام. این فایل صوتی از روی نوار صوتی اصلی این اثر تهیه شده است. پیشنهاد میکنم حتما این فایل را دریافت کنید و به این اشعار شاملو گوش کنید. موسیقی این نوار صوتی نیز توسط “فریدون شهبازیان” ساختهشدهاست که به فضای این اشعار، ظرافت خاصی دادهاست.
دانلود فایل صوتی “کاشفان فروتن شوکران” با صدای احمد شاملو
دریافت متن کامل اشعار “کاشفان فروتن شوکران”
-
توجه: تمامی حقوق این فایل صوتی، برای ناشر محفوظ است. استفاده تجاری از این فایل صوتی، پیگرد قانونی دارد.


8 comments
Comments feed for this article
2009/05/29 روی 19:46
roohi rad
متقاضی دریافت فایل صوتی کاشفان فروتن شوکران
2009/06/21 روی 11:18
saeed
kashefan
2009/06/23 روی 10:55
هرگز از مرگ نهراسیده ام « KP-Tools
[...] دریافت صدای شاملو – کاشفان فروتن شوکران صفحات [...]
2009/09/02 روی 15:54
روشن
dastetun dard nakone
2009/10/19 روی 15:03
محمد
موفق باشید وهمواره استوار
2009/10/20 روی 16:36
لیلا
سلام لیلا هستم . و از باغ آینه ی شاملو برایت سروده ای ؛ در ضمن بایستی بگویم که پسرم با آیداهمسر شاملو آشناست و گه گاهی به منزل او رفته برایش ویلون می نوازد.
چراغی به دستم چراغی در برابرم.
من به جنگ سیاهی می روم.
گهواره های خستگی
از کشاکش رفت و آمدها
باز ایستاده اند،
و خورشیدی از اعماق
کهکشان های خاکستر شده را روشن
می کند.
فریادهای عاصی آذرخش_
هنگامی که تگرگ
در بطن بیقرار ابر
نطفه می بندد.
ودرد خاموش وار تاک _
هنگامی که غورۀ خرد
در انتهای شاخسار طولانی پیچ پیچ
جوانه می زند.
فریاد من همه گریز از درد بود
چراکه من در وحشت انگیزترین شب ها آفتاب را به دعائی
{نومیدوار طلب می کرده ام
تو از خورشیدها آمده ای از سپیده دم ها آمده ای
تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای.
در خلئی که نه خدا بود و نه آتش ، نگاه و اعتماد ترا به دعائی
{ نومیدوار طلب کرده بودم
جریان جدی
در فاصله دو مرگ
در تهی میان دو تنهائی_
{نگاه و اعتماد تو بدین گونه است!}
شادی تو بی رحم است و بزرگوار
نفست در دست های خالی من ترانه سبزی است
من بر می خیزم!
چراغی در دست، چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم.
آینه ئی برابر آینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم.
کیای عزیز
توجه شمارا به دوخط قبل از پاراگراف آخر و تا پایان جلب می کنم و پیشنهاد می دهم با صدای بلند برای خود بخوانید تا حسی که باید در وجودتان بجوشد.
2009/10/20 روی 19:57
کیا طاهری
لیلای عزیز
شعر را خواندم.
به نظر من شعری است که با یک بار خواندن مرا راضی نمی کند.
باید چندین و چند بار بخوانمش.
زیبا بود واقعا.
خوشحالم که پسرتان آشنای آیداست. من فکر می کنم شما نویسنده هستید، درسته؟
یا حداقل روحیه نویسندگان رو دارید.
خوشحالم کردید.
سپاس فراوان
2009/11/07 روی 08:50
حبيب
عالي عالي عالي سري هم به من بزن………………………..